سایت هس

گاهی فک میکنم کنارم نشستی

همین ک میام سرمو رو پات بذارم میفتم

هه

بلند میشم خندم میگیره

خنده ای ک بعدش گریس

ببین

هنوزم چشام خیسه

برگرد.......

/ 7 نظر / 43 بازدید
baran

من چه میدانستم وقتی از کوچه های کودکی ام عبور کردم به خیابان بیهودگی وتنهایی قدم میگذارم وآنهمه اشتیاق برای بزرگ شدن فقط برای رسیدن به تاریکی بود آنهمه عشق برای سلام برای رسیدن به خداحافظی بود وآنهمه شتاب برای سپردن ثانیه ها برای رسیدن به همین انتظار

baran

یه دوست دارم هایی هست.. میدونی دروغه .. اما قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه……

baran

دست بر دلم نگذار! میسوزی… داغ خیلی چیز ها بر دلم مانده…

baran

سلام ممنون که سر میزنین [قلب][قلب]

sevil

سلام گلم. فدات تو خوبی داداشی؟؟؟ میسیییییییییییییییییییییی داداجونمممممممممممم[گل]